بررسي استفاده از تغذيه جنيني جوجه هاي گوشتي به عنوان يك روش تغذيه اوليه

اين تحقيق به منظور ارزيابي قابليت تغذيه جنيني در جبران دسترسي دير هنگام جوجه هاي گوشتي به غذا و تاثير آن بر عملكرد و ويژگي هاي مورفولوژيك روده جوجه هاي گوشتي انجام شد. در روز 16 انكوباسيون، 400 عدد تخم مرغ بارور، وزن كشي شده و به 4 گروه آزمايشي با 4 تكرار و هر تكرار شامل 25 عدد تخم مرغ تقسيم شدند. طرح مورد استفاده به صورت فاكتوريل (2×2) در قالب طرح كاملا تصادفي بود. يك ميلي ليتر از محلول كربوهيدرات در روز 5/17 انكوباسيون به مايع آمنيوتيك تخم مرغ هاي بارور دو گروه تزريق شد و در دو گروه ديگر بدون تزريق هيچ ماده اي، مشابه گروه هاي تزريق شده عمل شد. پس از هچ، جوجه ها شمارش، وزن كشي و بلافاصله به سالن آزمايشي منتقل شدند. دو گروه آزمايشي تزريق شده و بدون تزريق، به مدت 12 ساعت از دسترسي به خوراك محروم شدند، در حالي كه دو گروه ديگر كه شامل تزريق شده و بدون تزريق بودند، از زمان ورود به سالن آزمايشي، به طور آزاد به خوراك دسترسي داشتند. در روز دوم پرورش، نمونه برداري از روده جهت بررسي مورفولوژيكي صورت گرفت. تزريق كربوهيدرات به داخل تخم مرغ هاي جوجه كشي، به طور معني داري موجب افزايش وزن جوجه هاي هچ شده و نسبت وزن جوجه هچ شده به وزن تخم مرغ جوجه كشي گرديد (01/0P<). تزريق محلول كربوهيدرات توانست اثر منفي كاهش وزن سينه (05/0>P) و ران (01/0>P) ناشي از دسترسي دير هنگام به خوراك در سن 2 روزگي را مرتفع نمايد. دسترسي سريع تر به خوراك، موجب افزايش معني دار وزن بدن (01/0>P) و خوراك مصرفي (05/0>P) در دوره 21-1 روزگي شد، اما اين تاثير در دوره42-21روزگي وكل دوره مشاهده نگرديد. اثر تزريق كربوهيدرات بر وزن بدن وخوراك مصرفي در دوره هاي مختلف، معني دار نبود (05/0P).
بر اساس نتايج اين آزمايش، تزريق كربوهيدرات توانست بخشي از اثرات منفي محروميت غذايي در سنين اوليه را جبران نمايد، اما تزريق كربوهيدرات و گرسنگي اوليه كوتاه مدت بر عملكرد نهايي سويه گوشتي به كار رفته در اين آزمايش بي تاثير بود.

تعيين قابليت هضم پروتئين و ماده خشك جيره هاي حاوي سه كنجاله گياهي به روش آزمايشگاهي و بررسي اثرات اس

 
تعيين قابليت هضم پروتئين و ماده خشك جيره هاي حاوي سه كنجاله گياهي به روش آزمايشگاهي و بررسي اثرات استفاده از آنها بر عملكرد جوجه هاي گوشتي
اين تحقيق به منظور تعيين قابليت هضم پروتئين و ماده خشك جيره هاي حاوي كنجاله سويا، كنجاله كلزا و كنجاله تخم پنبه با آنزيم هيدروآنزيم اكس پي به روش آزمايشگاهي و همچنين اثر آنها بر عملكرد جوجه هاي گوشتي انجام شد. جهت تعيين قابليت هضم پروتئين و ماده خشك جيره ها دو نمونه از هر جيره تهيه گرديد. به منظور بررسي عملكرد 324 قطعه جوجه سويه لوهمن در 3 تيمار، 4 تكرار و 27 جوجه در هر تكرار در قالب طرح كاملاً تصادفي مورد استفاده قرار گرفت. تيمار هاي آزمايشي حاوي 30 درصد كنجاله هاي سويا، كلزا يا تخم پنبه بودند. قابليت هضم پروتئين در جيره حاوي كنجاله سويا نسبت به كنجاله تخم پنبه در هر دو جيره هاي دوره آغازين و رشد بيشتر بود (05/0>P). قابليت هضم ماده خشك به روش آزمايشگاهي در جيره مربوط به دوره رشد حاوي كنجاله سويا و كنجاله كلزا نسبت به كنجاله تخم پنبه بطور معني داري افزايش نشان داد (05/0>P). ميزان خوراك مصرفي در جيره حاوي كنجاله سويا نسبت به كنجاله تخم پنبه در هر دو دوره پرورش بيشتر بود (05/0>P). در دوره رشد وزن بدن جوجه هاي تغذيه شده با كنجاله سويا نسبت به كنجاله كلزا و همچنين جوجه هاي تغذيه شده با كنجاله كلزا نسبت به كنجاله تخم پنبه بيشتر بود (05/0>P) شاخص توليد جوجه هاي تغذيه شده با كنجاله سويا نسبت به تخم پنبه در دوره رشد افزايش معني داري داشت (05/0>P) در دوره رشد وزن سينه جوجه هاي مربوط به جيره حاوي كنجاله سويا و كنجاله كلزا نسبت به كنجاله تخم پنبه بطور معني داري افزايش نشان داد (05/0>P). نتايج نهايي اين آزمايش نشان داد كه كنجاله كلزا در بسياري از فاكتورها (خوراك مصرفي، درصد وزن سينه و قابليت هضم ماده خشك در 42 روزگي) تفاوت معني داري با كنجاله سويا نداشت

اثرات افزودني پروبيو- آنزيم بر عملكرد و متابوليت هاي خون جوجه هاي گوشتي تغذيه شده با سطوح مختلف گندم

 
اثرات افزودني پروبيو- آنزيم بر عملكرد و متابوليت هاي خون جوجه هاي گوشتي تغذيه شده با سطوح مختلف گندم و جو
اين آزمايش جهت ارزيابي اثرات افزودني پروبيو- آنزيم بر عملكرد و متابوليت هاي خون جوجه هاي گوشتي تغذيه شده با سطوح مختلف گندم و جو انجام شد. آزمايش در قالب طرح كاملاً تصادفي با تعداد 300 قطعه جوجه گوشتي سويه راس 308، در 5 تيمار شامل 1) شاهد (بدون استفاده از گندم و جو و افزودني پروبيو- آنزيم)، 2) جيره حاوي 15 درصد گندم و 15 درصد جو (در دوره آغازين) بدون استفاده از افزودني پروبيو- آنزيم، 3) جيره حاوي 15 درصد گندم و 15 درصد جو (در دوره آغازين) با استفاده از 05/0 درصد افزودني پروبيو- آنزيم 4) جيره حاوي 15 درصد گندم و 15 درصد جو (در دوره آغازين) با استفاده از 1/0 درصد افزودني پروبيو- آنزيم و 5) جيره حاوي 15 درصد گندم و 15 درصد جو (در دوره آغازين) با استفاده از 15/0 درصد افزودني پروبيو- آنزيم. در دوره رشد، ميزان استفاده از گندم و جو در جيره ها به 30 درصد افزايش يافت. آزمايش به مدت 42 روز در دو دوره شامل دوره آغازين (1 تا 21 روزگي) و دوره رشد (22 تا 42 روزگي) انجام گرديد. در پايان دوره آزمايش، نتايج حاصله نشان داد كه كاربرد سطوح مختلف گندم و جو داراي اثرات معني داري بر برخي از شاخص هاي عملكرد، كيفيت لاشه و سطح ايمني خون جوجه هاي گوشتي مي باشد (05/0>P). بهترين ضريب تبديل غذايي (51/1) در دوره آغازين با استفاده از 15 درصد گندم و 15 درصد جو در گروه آزمايشي 2 و در دوره رشد (04/2) در گروه شاهد بدست آمد. بالاترين درصد جگر (01/3 درصد) نيز درگروه آزمايشي 2 مشاهده گرديد. در حالي كه بالاترين درصد سنگدان (67/2 درصد) متعلق به گروه شاهد بود. كمترين درصد هتروفيل (67/9 درصد) در گروه آزمايشي 4 حاصل گرديد. با توجه به نتايج حاصله، استفاده از دانه هاي گندم و جو به مقادير 15 درصد در جيره هاي آغازين و 30 در جيره هاي رشد جوجه هاي گوشتي بدون استفاده از افزودني پروبيو- آنزيم بدون داشتن اثرات سوء بر عملكرد، كيفيت لاشه و متابوليت هاي خون امكان پذير است، ليكن استفاده 1/0 درصدي از اين افزودني، موجب كاهش درصد هتروفيل ها در خون جوجه هاي گوشتي مي گردد.

عملكرد جوجه هاي گوشتي نر و ماده آرين و راس تغذيه شده با جيره هاي غذايي رقيق شده

 
عملكرد جوجه هاي گوشتي نر و ماده آرين و راس تغذيه شده با جيره هاي غذايي رقيق شده
اين پژوهش براي مقايسه فراسنجه هاي عملكردي دو سويه جوجه گوشتي آرين و راس، هنگام تغذيه از يك جيره رقيق انجام شد. براي اين منظور 320 قطعه جوجه گوشتي تفكيك جنس شده از دو سويه آرين و راس به مدت 49 روز به وسيله جيره هاي تنظيم شده براساس مقادير رقيق شده نيازهاي غذايي پيشنهادي انجمن ملي تحقيقات امريكا تغذيه شدند. اين آزمايش به صورت فاكتوريل 2×2 در چارچوب يك طرح كاملاً تصادفي در چهار تكرار، هر تكرار شامل 20 قطعه جوجه گوشتي اجرا شد. نتايج اين بررسي نشان داد كه هنگام استفاده از يك جيره رقيق يكسان، جوجه هاي آرين به طور معني داري افزايش وزن بدن و مصرف خوراك بالاتري در مقايسه با جوجه هاي راس دارند (01/0 > P) اما شاخص توليد و يكنواختي وزن پاياني آنها يكسان است. از نظر ويژگي هاي لاشه تفاوت معني داري بين جوجه هاي آرين و راس مشاهده نشد. نتايج به دست آمده از اين پژوهش نشان مي دهد كه هنگام استفاده از يك جيره ي رقيق، جوجه هاي گوشتي آرين ويژگي هاي پرورشي بهتري در مقايسه با جوجه-هاي گوشتي راس دارند.

اثرات استفاده از آنزيم چند منظوره بر عملكرد مرغان تخمگذار تغذيه شده با جيره هاي حاوي سطوح بالاي سبوس

اثرات استفاده از آنزيم چند منظوره بر عملكرد مرغان تخمگذار تغذيه شده با جيره هاي حاوي سطوح بالاي سبوس گندم در اين تحقيق از 144 قطعه مرغ تخمگذار لگهورن سفيد در يك دوره توليدي 9 هفته اي در سنين 34-26 هفتگي استفاده شد. طرح آزمايشي مورد استفاده، روش فاكتوريل در قالب طرح پايه بلوك كامل تصادفي بود. فاكتورها شامل 4 سطح سبوس گندم (0، 5، 10 و 15 درصد از جيره) و سه سطح آنزيم (0، 250 و 350 گرم در هر تن جيره) بود. مجموعاً از 12 تيمار آزمايشي، هر تيمار با 4 تكرار و هر تكرار با سه مشاهده استفاده شد. مكمل آنزيمي مورد استفاده آنزيم چند منظوره ناتوزيم بود كه شامل زايلاناز، بتا-گلوكاناز، گليكاناز، پكتيناز و سلولاز است. جيره هاي مورد استفاده در آزمايش بصورت تمام آردي بودند. طي هفته هاي آزمايش تخم مرغ هاي توليدي هر قفس به صورت روزانه جمع آوري و توزين شدند. از اطلاعات بدست آمده و از طريق فرمول هاي محاسباتي مربوطه فراسنجه هاي كمي شامل درصد توليد تخم مرغ، ميانگين وزن و توده تخم مرغ توليدي به صورت دوره اي محاسبه شدند. از هر تكرار، هفتگي و بصورت تصادفي 2 عدد تخم مرغ انتخاب و از آنها جهت ارزيابي كيفي تخم مرغ هاي توليدي استفاده شد. در ارزيابي كيفي
تخم مرغ هاي توليدي از فراسنجه هاي ضخامت پوسته، شاخص تخم مرغ، شاخص زرده، شاخص سفيده، واحد هاو و رنگ زرده استفاده شد. با توجه به نتايج حاصل از آزمايش حاضر، با وجود اثرات مثبت مكمل آنزيمي روي ضخامت پوسته تخم مرغ هاي توليدي، اين فاكتور نتوانست بهبودي را در رابطه با ساير صفات توليدي مربوط به تخم مرغ ايجاد نمايد. اگرچه استفاده از سبوس گندم در سطوح 10 و 15 درصد در داخل جيره مرغان تخم گذار باعث افت در درصد توليد و توده تخم مرغ توليدي مرغان شد، ولي با اين وجود، مرغان تغذيه شده با جيره هاي حاوي سطوح بالاي سبوس گندم درصد قابل قبولي از توليد تخم مرغ (8/82 و 9/83 درصد، بترتيب براي سطوح 10 و 15 درصد سبوس گندم) را در مقايسه با گروه شاهد (7/87 درصد) از خود نشان دادند. ضمن اينكه، اثرات سطوح متفاوت سبوس گندم روي اوزان و صفات كيفي تخم مرغ هاي توليدي بي معني بود. بنابراين، استفاده از سبوس گندم در جيره مرغان تخمگذار به عنوان راهكاري به منظور كاهش وابستگي صنعت طيور و تاثيرپذيري آن از شرايط حاكم بر بازار جهاني (حتي الامكان در مقاطع زماني كوتاه مدت مشابه با شرايط سال 87) پيشنهاد مي شود.