کاهش تحرّک مرغ ها با استفاده از شدّت نور پایین در مرغداری
|
|
وی ضمن بیان هدر رفت انرژی در شدّت نور پایین در مرغداری ها تصریح کرد: پایین بودن شدّت نور در این دو مرحله باعث کاهش دان مصرفی و در نتیجه کاهش تحرّک مرغ برای به دست آوردن غذا و درنهایت هدر رفتن انرژی خواهد شد.
بهروزین ادامه داد: مرغ هایی که در دوران رشد با شدّت نور کمتری پرورش یافته اند اگر در دوران تخمگذاری افزایش شدت نور داشته باشند، تلفات پایین تری خواهند داشت.
مدیر امور طیور سازمان جهاد کشاورزی آذربایجان شرقی یادآور شد: نتایج آزمایشات نشان داده است که استفاده از شدت نور پایین در دوران رشد باعث افزایش وزن بدن در شروع تخمگذاری شده و در نهایت باعث تولید بهتر و باکیفیّت بالاتر شود.
بهروزین تاکید کرد: حداقل شدّت نور مورد نیاز مرغ های تخمگذار در دوره پرورش 1تا 5/1 وات در مترمربع و برای تولید تا 3 وات در مترمربع بوده و این میزان بین یک پنجم تا یک هفتم شدّت نور مصرفی در مرغداری ها است.
تغذیه؛ عامل بازدارندۀ کانیبالیسم در مرغ های تخمگذار

"رفاه حیوان" در مرغ های تخمگذار به نوک زدن و آسیب رساندن پرها با نوک معطوف می شود. در این خصوص تغذیه نقش مهمی را ایفا می کند . شکل و ساختار خوراک ، شیوه های تغذیه کردن ، و ارزش غذایی همگی درسیر شدن پرنده و نوک زنی پرها تأثیر گذار هستند.
از سال 2012 میلادی به بعد در اتحادیۀ اروپا حکم ممنوعیت نگهداری طیور در قفس اعلام شد و هم زمان در برخی کشورها در خصوص ممنوعیت نوک چینی هم طرح ریزی شد . این تغییرات منجر به بروز مشکلاتی از قبیل نوک زنی پرها و کانیبالیسم شد. نوک زنی پرها به چندین عامل بستگی دارد که از آن جمله عوامل ژنتیکی ، محیطی و تغذیه است. برخی از نظریه ها راهکار تغذیه را بعنوان عاملی برای کاهش کانیبالیسم در میان طیور دانسته اند. بخصوص تغذیه در پولت ها و جوجه ها با کاهش آسیب رساندن و نوک زدن پر ها در بزرگسالی نقش خود را بیشتر نشان می دهند.
·تأثیر روزهای نخستین زندگی طیور
روزهای نخستین حیات طیور ظاهراً نقش مهمی در افزایش رفتارهای نوک زنی پرندگان دارد. روزهای اول زندگی دورۀ حساس و بحرانی است که نقش پذیری در آن شکل می گیرد. در این دوره ، وابستگی ها و تأثیرات محیط پیرامون اهمیت خود را در تمام طول حیات نشان می دهد . در تحقیقی که انجام شد ، پولت های 0-4 هفته را بر روی شن ، کاه و مفتول نگهداری و پرورش دادند. پس از آن تمام گروه بر روی شن و کاه نگهداری شدند. آن دسته از مرغ هایی که بر روی مفتول نگهداری شدند بدترین وضعیت پر و بال را داشتند نوک خوردگی پرها در میانشان بیشتر به چشم میخورد و حمام شن و ماسۀ کمتری می گرفتند و بخاطر همنوع خواری آمار مرگ و میر در میان آنها بیشتر بود . این تحقیق اهمیت 4 هفتۀ اول حیات را بر روی رفتارهای نوک زنی طیور نشان می دهد .
در تحقیقی دیگر ، یک نوع دیگر از تأثیر لایه های زیرین بررسی شد . طیور بر روی سطوح مفتولی نگهداری شدند و در سنین مختلف این سطح مفتولی با سطح سفت و محکمی که با تراشه های چوبی پوشیده شده بود جایگزین شد . مرغ های بالغی که بر روی سطوح مفتولی رشد و پرورش یافته بودند در مقایسه با مرغ هایی که بر روی سطوحی با تراشه های چوبی نگهداشته شده بودند نوک زنی بیشتری از خود نشان می دادند . مرغ هایی که بر روی سطوح با تراشه های چوبی نگه داشته شده بودند نوک زدن به زمین در میانشان بیشتر دیده می شد. به نظر می رسید که زمان تماس با سطوح مختلف بر روی میزان نوک زنی پرها تأثیرگذار باشد . پولت هایی که در 10 روزگی در تماس با شن و ماسه بودند در مقایسه با پولت هایی که در یک روزگی در معرض شن و ماسه قرار گرفتند رفتارهای نوک زنی بیشتری از خود نشان دادند . پولت هایی که بر روی سطوح مفتولی و بدون هیچ شانسی برای کاویدن و جستجو کردن نگه داشته شدند نوک زنی های خفیفی داشتند که احتمالاً منجر به نوک زنی های شدید در آینده می گردد.
· شکل خوراک و شیوه های تغذیه
در مرغ های تخمگذار ، شکل و قالب خوراک معمولا به صورت نرم و خمیری است . تحقیقات نشان داده تغذیۀ طیور با خوراک بصورت پلت منجر به افزایش نوک زنی پرها می گردد . رابطه و تقابل قابل توجهی بین وجود و یا نبود علوفه و شکل خوراک (چه بصورت پلت و یا نرم) وجود داشت . میزان بالای نوک زنی و آسیب دیدگی پرها در مرغ های تخمگذاری که در سطوح بدون کاه نگهداری می شدند و با پلت تغذیه می شدند حاکی از آن بود که مرغ های تخمگذار بایستی با میزان مناسبی علوفه تغذیه شوند . هنگامیکه مرغ ها با خوراکی که به اندازۀ کافی و مناسب ریز و له شده بود تغذیه شدند چون بیشتر درگیر خوردن خوراک هستند و زمان بیشتری را صرف خوردن و نوک زدن به خوراک می کنند رفتارهای کانیبالیسمی و آسیب رساندن به پرها خیلی کمتر از زمانی است که با خوراک درشت تر تغذیه می گردند (نمودار1)

· تأثیر ترکیبات و مواد سازندۀ خوراک
محتویات پروتئینی ، مواد معدنی ، انرژی و فیبر خوراک بر روی رفتارهای کانیبالیسمی تأثیر می گذارد. کاهش میزان انرژی خوراک می تواند منجر به بهبود وضعیت پر و بال ها شود. در تحقیقی که انجام شد، دو گروه بلدرچین های ژاپنی را که یکی با غذای رقیق شده با 40 درصد پودر سلولز و دیگری با غذای معمولی و رقیق نشده تغذیه می شدند با یکدیگر مقایسه شدند . جذب غذا در گروهی که از غذای رقیق شده تغذیه می شدند بیشتر بود ؛ به این معنی که آنها توانایی جبران غذای کم انرژی را داشتند. طول مدت وعده های غذایی بیشتر و فاصلۀ بین وعده های غذایی کوتاه و تعداد وعده های غذایی در طول روز بیشتر بود. رژیم غذایی رقیق همچنین سرعت پرندگان را هم افزایش داد و حاکی از افزایش میزان تردد و عبور پرندگان (به سمت غذا) بود و این به این معنی بود که میزان عبور و تردد پرندگان هم متأثر از رقیق شدن غذا و کاهش میزان انرژی از غذای دریافتی بود.
به ویژه فیبرهای نامحلول ، مدت زمان خوردن غذا را بیشتر می کند. به علت افزایش میزان فیبر درشت موجود در خوراک ، هضم در سنگدان هم کاهش می یابد . پولت هایی که رژیم غذایی کم انرژی دریافت می کردند میزان خوردن غذا در آها بیشتر می شد بدون آنکه مدت زمان خوردن غذا در آنها افزایش یابد . در طول دورۀ پرورش، کاهش میزان انرژی تأثیر بیشتری بر روی رفتارهای کانیبالیسمی می گذارد . مرغ هایی که در طول دورۀ تخمگذاری با میزان بالای کربوهیدرات نامحلول تغذیه می شدند در مقایسه با مرغ هایی که رژیم غذایی استاندارد و معمول را دریافت می کردند، وضعیت پر و بال بهتری داشتند. همچنین مرغ هایی که در هر دو دورۀ پرورش و تخمگذاری با رژیم غذایی کربوهیدرات دار محلول تغذیه می شدند در مقایسه با مرغ هایی که تنها در یکی از دوره های پرورش و یا تخمگذاری از این نوع رژیم غذایی برخوردار می شدند، از وضعیت پر و بال بهتری در دورۀ تخمگذاری برخوردار بودند. (نمودار2)

·اشباع و سیری در مرغ های تخمگذار
روند اشباع و سیری پذیری و یا احساس گرسنگی در مرغ و ماکیان و تأثیرات آن بر روی رفتارهای کانیبالیسمی هنوز کاملاً مشخص نشده . سنگدان بخشی از مجرای معدی است که نقش مهمی در تعدیل و تنظیم تغذیه دارد. فیبرهای نامحلول نقش مهمی در عملکرد سنگدان دارد. آنها در سنگدان انباشته می شوند و بیشتر از سایر مواد غذایی در بدن می مانند. به همین دلیل انتظار می رود که پرنده را برای مدت طولانی تری سیر نگه دارد. مرغ هایی که با رژیم غذایی کربوهیدرات دار محلول و خرده های غذایی درشت تغذیه شدند در مقایسه با گروهی که همین رژیم غذایی را به صورت کاملاً نرم و له شده دریافت می کردند مدت طولانی تری غذا را درون رودۀ خود نگه می داشتند . بعلاوه ، با یک رژیم غذایی فیبردار نامحلول اشباع روده افزایش می یابد و این احتمالاً به خاطر میزان آب ذخیره شده در این فیبرهاست. در صورت حذف رژیم فیبردار، خوردن پرها اتفاق میفتد. تاکنون ، عامل خاصی برای رفتارهای پر خوردن مشخص نشده . این شواهد نشان می دهد که بخشی از اینگونه رفتارهای نوک زنی به پرها احتمالاً به ترکیبات خوراک مربوط می شود.

·رژیم غذایی کم انرژی
عوامل خوراکی که موجب سیر شدن پرنده می گردد باعث کاهش رفتارهای خوردن پر در مرغ های تخمگذار می گردد. توصیه می شود که مرغ های پرورشی و تخمگذار را رژیم غذایی کم انرژی (به ترتیب2450 و 2600 کیلو کالری) با محتوای زیاد کربوهیدرات نامحلول (به ترتیب 150 و 125 گرم در هر کیلوگرم) . منابع کربوهیدرات بایستی در نیمۀ دوم دورۀ پرورش و در طول دورۀ تخمگذاری بصورت دانه درشت به مرغ ها داده شود .
گردآورنده : دکترMarinus van Krimpen– هلند
آهسته تر کردن سرعت رشد و تأمین رفاه بیشتر طیور
دانمارک – طبق مطالعات انجام شده توسط محققین دانشگاه Aarhus دانمارک بر روی مرغ های ارگانیک به منظور تأمین رفاه مرغ ها ، بایستی سرعت رشد آنها را آهسته تر کرد ؛ همچنین بسته به ژن و گونۀ مرغ ، مصرف خوراک و احتیاجات تغذیه ای آنها نیز اهمیت می یابد .
به گفتۀ یکی از محققین این دانشگاه : " ضوابط و قوانین فعلی در خصوص تولیدات مرغداری، بیانگر سرعت رشد بالا و سن کشتار پایین است و همین امر منجر به وجود مرغ های منفعل و با تحرک پایین می گردد و در نتیجه احتمال وقوع زخم های کف پا را افزایش می دهد ."
در این پژوهش، تمامی این مرغ ها به فضای باز وسیعی دسترسی داشتند و امکان استفاده از انواع حشرات و غلات پروتئینی موجود در رژیم غذایی را داشتند .
نیمی از این مرغ ها رژیم خوراکی حاوی نخود فرنگی ، کلزا ، و باقلا به همراه دو زمین مجزای گندم و جو داشتند . اکثر مرغ ها تمایلی به انتخاب مواد پروتئینی از خود نشان نمی دادند .این گروه از جوجه ها مصرف کمتر خوراک و در نتیجه رشد آهسته تری داشتند .در خصوص این مرغ ها که در محوطۀ باز رشد می یافتند کلزا ، نخود سبز ، و باقلا تنها منابع پروتئینی محسوب نمی شدند چرا که از گیاهانی نظیر شبدر، علف چاودار ، شبدر سه برگ و انواع حشرات ، حلزون و کرم ها تغذیه می کردند . اکثر این گیاهان در مقایسه با خوراک طیور از مقدار پروتئین بالایی برخوردار بودند .
در این پژوهش ، میزان گام برداشتن و راه رفتن مرغ ها در 55 و 85 روزگی نیز ارزیابی شد . مرغ هایی که سرعت رشد بالایی داشتند میزان گام های کمتری هم داشتند . اما با جایگزینی منابع پروتئینی در خصوص مرغ هایی که از رشد بالایی برخوردار بودند دیگر مشکل قدم زدن برای این مرغ ها به چشم نمی آمد چرا که مصرف غذا کاهش و در نتیجه سرعت رشد نیز آهسته تر می شد . این امر در خصوص وضعیت پر و بال و پاهای مرغ ها نیز صدق می کرد
تکنیک های مدیریتی برای بهبود فعالیت جفتگیری خروس

مقدمه:این مقاله موضوعاتی را در باره ی کاهش باروری ( نطفه داری )در خروس های مادر گوشتی که ناشی از افزایش سن آنها است مورد بررسی تفصیلی قرار می دهد و یک تکنیک مدیریتی جدید بنام Intra- spiking را در این زمینه مورد بحث و بررسی قرار می دهد. این تکنیک در ابتدا در چندین مطالعه ی رفتاری در دانشگاه Georgia (UGA ) مورد تحقیق و بررسی قرار گرفت. برنامه ی اینترا اسپایکینگ توسعه داده شده است و بطور تجربی برای اولین بار در کمپانی اجداد کاب ( Cobb- Vantress ) بکار برده شد.
1-کاهش باروری مرتبط با سن در خروس مادر گوشتی
گله های مادر گوشتی می توانند به سطوح عالی باروری ( بالای 95% ) در آغاز دوره تولید مثلی ( 40- 30 هفتگی ) نائل شوند، اما باروری بسرعت پس از 45-40 هفتگی ( تداوم باروری پایین ) کاهش می یابد. میزان باروری در بیشتر از 70-65 هفتگی از نقطه نظر اقتصادی خیلی پایین می باشد و در این سن معمولاً گله حذف و فروخته می شود.
عملکرد تولید مثلی نسبتاً پایین گله ی مادر گوشتی، بطور طبیعی مربوط به پیشرفت ژنتیکی آنها برای صفات تولیدی است. بعلاوه این همبستگی ژنتیکی منفی شدید بین صفات تولیدگوشت و تولید مثلی ، دو مساله ی ژنتیکی دیگر بطور بالقوه در این راستا وجود دارد. مدیریت پرندگان با تولید بالا ، ممکن است دشوارتر باشد ، و غالباً عملیات مدیریتی، همگام با پیشرفت های ژنتیکیی نیازمند به روز شدن اطلاعات می باشند. بنابراین پرندگان نیاز به یک برنامه ی مدیریتی منظم و هماهنگ برای رسیدن به حداکثر پتانسیل تولیدیشان هستند.
به نظر می رسد که هر دو جنس مرغ و خروس در ارتباط با کاهش باروری، دخالت داشته باشند، اما این مساله بنظر می رسد که عمدتاً مربوط به خروس باشد،زیرا باروری می تواند با استفاده از تلقیح مصنوعی و جایگزینی خروس های پیر با خروس های جوان در گله های تجاری حفظ و افزایش داده شود. همچنین در گله های با جفتگیری طبیعی، یک خروس بطور متوسط با 10 -8 مرغ جفتگیری می کند؛ بنابراین تاثیر خروس در باروری کل گله بسیار زیاد است. تاثیر خروس در باروری گله به دو عامل عمده بستگی دارد: فعالیت جفتگیری و کیفیت اسپرم.
همچنانکه خروس مسن می شود ، مقدار منی و تعداد اسپرماتوزوآ در هر انزال کاهش می یابد. بعلاوه با افزایش سن خروس، توانایی باروری اسپرماتوزوآ ها کاهش می یابد. با این حال، با توجه به اینکه در آزمایشاتی با استفاده از منی گرفته شده از خروس های خیلی پیر با روش تلقیح مصنوعی توانستند تخم مرغ های بارور تولید کنند ، پیشنهاد کردند که کیفیت اسپرم ممکن است به اندازه ی رفتار جفتگیری به عنوان یک عامل جدی در باروری مؤثر نباشد.
در مطالعاتی که در UGA انجام شد، مشاهده شد که منی خروس های پیر، هنوز از کیفیت اسپرم خوبی برخوردار هستند و دارای پتانسیل باروری قابل قبولی در بالای 50 هفتگی هستند. با این وجود، این واقعیت بنظر رسید که درصد زیادی از خروس های تولید کننده منی در 30 هفتگی، در 50 یا 60 هفتگی اصلاً منی تولید نمی کنند. با این حال ، همچنین مشاهده شد که احتمالاً فعالیت جفتگیری خروس یکی از آشکارترین عوامل موثر در باروری گله می باشد.
دو عامل اثر معکوس بر فعالیت جفتگیری دارند. خروس های با تولید مثل بالا ، حتی در شرایط فیزیکی خوب بنظر می رسند که پس از 45-40 هفتگی بسرعت میل جنسی و جفتگیری خود را از دست بدهند. خروس های با شرایط فیزیکی ضعیف ( وزن بالا، فلج و … ) هم کارایی جفتگیری و هم میل جنسی شان کاهش می یابد. بنابراین، سیاست حذف خروس های نا کارامد یک مساله ی جدی و مهم می باشد.
2-تکنیک های مدیریتی برای جبران کاهش فعالیت جفتگیری:
با فرض وجود شرایط محیطی مناسب ( شامل کیفیت آب و دان مناسب ) ، چهار تکنیک مدیریتی برای افزایش فعالیت جغتگیری خروس به شرح زیر وجود دارد: 1- کنترل وزن بدن و برنامه تغذیه ای، 2- خروس ریزی و نسبت جنسی در ابتدای جوجه ریزی، 3- اسپایکینگ ( معرفی خروس جوان به گله پیر ) و 4- اسپایکینگ داخلی ( اینترا اسپایکینگ ).
دو مورد اول به منظور کسب اطمینان از کارایی جفتگیری خوب از طریق شایستگی خروس و پذیرش مرغ ها می باشد. موارد دیگر عمدتاً برای جبران کاهش میل جفتگیری ( علاقه جنسی ) بکار برده می شود.
1-2- کنترل وزن بدن و برنامه تغذیه ای:
برنامه ی کنترل وزن بدن خروس ( برنامه تغذیه ای ) برای به حداکثر رساندن باروری، شامل نکات کلیدی مشخص زیر است:
-فاوت وزن بدن بین مرغ و خروس ها را همیشه حفظ نمایید ( 680 گرم ). خروسها بایستی سنگین تر از مرغ ها باشند و بلوغ آنها اندکی پیش از مرغ ها باشد تا تسلط خروس ها را بر مرغ ها افزایش دهد و همچنین باعث کسب اطمینان پذیرش مرغ ها شود.
- برنامه تغذیه ای بایستی طوری تنظیم شود تا از کاهش وزن بدن خروس جلوگیری کند.این موضوع در 30 هفتگی بطور طبیعی از طریق اجازه دادن به خروس ها برای افزایش اندک وزن بدن در تمام زمان ( 20-15 گرم در هفته ) حاصل می شود. اتلاف وزن بدن می تواند منتهی به توقف تولید اسپرم و فعالیت جفتگیری شود.
- خروس ها بایستی بطور هفتگی برای اطمینان حاصل از اینکه چاق نشده اند، توزین شوند. خروس های دارای وزن بالا ( با تغذیه نامحدود ) می توانند به اندازه ی خروس های با محدودیت غذایی از کیفیت اسپرم و میل جنسی خوبی برخوردار باشند ، اما حجم بدنی بالا ( وزن بدن، عرض لگن و زاویه سینه ) به آنها اجازه ی جفتگیری موثر نمی دهد. فرض بر این است که خروس های چاق ( با ذخایر چربی محوطه بطنی ) مشکلات تولید مثلی دارند. با این حال، این گوشت سینه بیش از حد است که حتی در خروس های خیلی لاغر باعث ناکارایی تولید مثلی و عدم تعادل می شود. همچنین وزن بدن بیش از حد می تواند باعث مشکلات ناحیه ی پا و زانوشود که متعاقباً می تواند در مهارت جفتگیری مشکل ایجاد نماید.
پس از این معیار ها، یک یرنامه تغذیه ای برای خروس ها پس از 20 هفتگی بایستی به این صورت تنظیم شود: افزایش جزیی دان پیش از شروع جفتگیری ( 20 تا 24 هفتگی ) بمنظور کنترل اندازه خروس ها و کاهش رفتار تهاجمی آنها در مقابل مرغ ها ( اما همیشه آنها را سنگینتر از مرغ ها نگهداری کنید). افزایش بیشتر دان برای جبران نیاز انرژی بالا در زمانیکه فعالیت جفتگیری افزایش می یابد. در نهایت افزایش جزیی دان پس از 30 هفتگی برای جلوگیری از کاهش وزن بدن.
علاوه بر توزین مکرر، موفقیت یک برنامه تغذیه ای مناسب برای خروس، تا حد زیادی بستگی به توانایی پرورش دهنده در محروم نگهداشتن خروس ها از داتخوری مرغ ها دارد.این موضوع از طریق گذاشتن تاج کامل خروس و استفاده از سیم های طولی روی سر گریل دانخوری های مرغی حاصل می شود. همچنین آموزش خروس ها برای خوردن از دانخوری های مخصوص خود از طریق گذاشتن آنها در سالن چند روز قبل از اختلاط آنها با مرغ ها، مهم می باشد.
2-2- خروس ریزی و نسبت جنسی در ابتدای جوجه ریزی:
خروس ریزی طبیعی از 15-12 جوجه خروس برای هر 100 پولت در هر سالن جهت محاسبه ی تلفات و داشتن خروس اضافی برای اسپایکینگ در ابتدای جوجه ریزی متغیر می باشد. رعایت این موضوع در ارتباط با نسبت جنسی ( نسبت خروس به مرغ ) و فعالیت جفتگیری مهم است ؛چراکه خروس های اضافی اولیه ( نسبت های خروس به مرغ بالا ) می توانند مسائل تهاجمی جدی را برای مرغ ها ایجاد کرده و باعث افزایش تلفات مرغ ها و کاهش پذیرش مرغ ها برای خروس شوند. این موضوع نه تنها می تواند دلیلی برای افزایش کندتر اولیه در باروری باشد، بلکه ممکن است باعث بلوغ زودرس و کاهش میل جنسی دایم در خروس ها شود که باعث خستگی مرغ های تحت تعقیب خروس ها می شود.
رفتار های تهاجمی بین خروس هاکه ناشی از خروس های اضافی است می تواند منتهی به صدمات فیزیکی شود و بنابراین باعث کاهش بازدهی جفتگیری شود. این موضوع متعاقباً می تواند نیاز به اسپایکینگ بعدی را بوجود بیاورد.
نسبت جنسی معمول پیشنهادی برای گله های مادر گوشتی 10 خروس بازای هر 100 مرغ می باشد. با این حال، بهتر است تا نسبت اختلاط خروس به مرغ را با 8% شروع نماییم و در صورت ضرورت از اسپایکینگ در طول حیات گله استفاده کرد.
در یک ازمایشی که در کمپانی کاب (GP ) انجام گرفت، مشاهده شد که در آنجا تفاوت معنی داری بین لاین ها با توجه به نزاع بین خروس ها و تداخل جنسی خروس ( جلوگیری خروسها از یکدیگر برای جفتگیری ) می تواند وجود داشته باشد.لاین های با رفتار تهاجمی بالا یا لاین هایی که در آنها میل تداخلی خروس وجود دارد نیاز به نسبت خروس به مرغ پایین دارند. به عنوان مثال، خروس کاب 500 یک نژاد غیر تهاجمی است( تلفات مرغ و خروس پایینی دارد) اما تمایل به تداخل جنسی دارد. بنابراین نسبت اولیه پایین ( 9-8 % ) با انتخاب اسپایکینگ در 40 هفتگی برنامه مدیریتی موفق تری را نسبت به خروس ریزی اولیه در سالن مرغ ( 12-11%) تثبیت خواهد کرد.
3-2- اسپایکینگ:
اسپایکینگ معمولاً به اضافه نمودن خروس های جوان به یک گله مادر گوشتی 40 تا 45 هفته به منظور جبران کاهش باروری ناشی از افزایش سن اطلاق می شود. به عنوان یک قاعده عمومی، خروس های اضافه شده برای جبران تلفات گذشته و تامین نسبت خروس به مرغ اولیه گله می باشد. بطور متناوب، 5 تا 10 درصد خروس های پیر بدلیل شرایط فیزیکی ضعیفشان جایگزین می شوند. عموماً خروس هایی که به عنوان جایگزین به گله پیر اضافه و استفاده می شوند 28-25 هفته سن دارند و در یک فارم پرورش پولت رشد یافته اند و به یک فارم دیگر مخصوص خروس انتقال داده شده اند تادر موقع نیاز برای اسپایکینگ استفاده شوند.
دو نوع برنامه ی عمده اسپایکینگ وجود دارد:
-اسپایکینگ در زمان نیاز: در این نوع، باروری بصورت دقیق کنترل شده و زمانیکه میزان باروری گله بطور معنی داری شروع به پایین آمدن بکند ویا سطح آن به زیر 90% برسد عمل اسپایکینگ انجام می شود.
- اسپایکینگ به عنوان یک عمل معمول: اسپایکینگ تقریباً در سن 45-40 هفته در تمامی گله به عنوان یک روش پیشگیری کننده ی کاهش باروری بدون توجه به سطح باروری گله در آن لحظه، انجام می شود.
افزایش معنی دار در باروری 3-2 هفته پس از اسپایکینگ اتفاق می افتد؛ اما بطور معمول کاهش اندکی در باروری در طی هفته اول پس از اسپایکینگ رخ می دهد.
بدلیل عدم منابع کافی در باره ی تاثیر اسپایکینگ بر میزان باروری و فعالیت جفتگیری خروس ، یک سری آزمایشات در دانشگاه جورجیا (UGA ) و یک آزمایش مزرعه ای در یک کمپانی در شمال شرقی جورجیا در این زمینه انجام گرفت.
در تمامی مطالعات ، فعالیت جفتگیری و باروری پیش و پس از چند نوع برنامه اسپایکینگ با استفاده از خروس های جوان 28 هفته ، اندازه گیری شد.داده های حاصل از این آزمایش در UGA نشان دهنده ی متوسط 12 پن آزمایشی با خروس های 60 هفته است که در آنجا سه سطح اسپایکینگ ( 33، 25 و 20 درصد ) بکار برده شد. در آزمایش مزرعه ای، 25 درصد خروس های کاب 500 با 41 هفته سن با خروس های جوان همان نژاد اسپایک شدند. پارامتر های، تلاش برای جفتگیری (AT)، جفتگیری ناقص(IM) و جفتگیری کامل (CM) اندازه گیری شدند و شاخص فعالیت جنسی ( SAI= 0.5*AT + 2*CM ) به عنوان برآوردی از فعالیت جفتگیری مثبت محاسبه شد ( شکل 1 ).
هر دو آزمایشات انجام شده در UGA و مزرعه (بترتیب نمودار های بالایی و پایینی شکل1) همان پدیده را نشان دادند. پس از اسپایکینگ، فعالیت جفتگیری کل ( ستون های تیره تر )بطور معنی داری افزایش یافت و برای یک دوره زمانی 4 هفته در حد بالا ثابت باقی ماند وپس از آن به کندی شروع به کاهش نمود. 9 هفته پس از اسپایکینگ فعالیت جفتگیری به سطح پیش از اسپایکینگ رسید.جالب ترین نتایج این بود که فعالیت جفتگیری خروس های پیر ( ستون کم رنگ ) نیز بطور معنی داری پس از افزودن خروس های جوان به گله افزایش یافت. در طولانی ترین آزمایش ( آزمایش مزرعه ای ) تحریک خروس های پیر توسط خروس های جوان اضافه شده، حداقل بمدت 6 هفته ادامه یافت. علاوه بر این، خروس های پیر بطور واقعی زمانیکه فقط 75 % خروس های موجود را تشکیل می دادند، مسؤل 87 درصد فعالیت جفتگیری کل در گله بودند.این موضوع نشان می دهد که برای 6-4 هفته پس از اسپایکینگ، خروس های جوان صرفاً به عنوان یک محرک برای تحریک فعالیت خروس های پیر بکار گرفته می شوند و تاثیرشان در باروری گله کم است. با این حال، 6 هفته پس از اسپایکینگ، خروس های جوان شرکت و اثر خود را بطور معنی داری بر فعالیت جفتگیری کل نشان دادند.
در آزمایشی که در UGA انجام شد میزان باروری پس از اسپایکینگ در طول فقط 15 روز، از 74% به 89 % افزایش یافت (شکل 2 ).در گروهی که میزان باروری چندان کاهش نیافته بود، باروری فقط 2 درصد در 4 هفته پس از اسپایکینگ افزایش یافت ؛ اما آن در حدود 95% بمدت حداقل 9 هفته باقی ماند.
شکل 3 ، روند کارایی جفتگیری خروس های جوان و پیر را ( ME= CM/(AT+IM+CM) ) پیش و پس از اسپایکینگ ( آزمایش مزرعه ای، 25% اسپایکینگ ) نشان می دهد. بازدهی جفتگیری خروس های جوان بطور زیادی در طی هفته اول پس از اسپایکینگ پایین بود و در هفته دوم بسرعت افزایش یافت و به یک سطح مناسبی پس از 9 هفته ( حدود 50% ) رسید، و بطور آشکاری خروس های جوان در بیشتر فعالیت های جفتگیری گله دخالت داشتند.
تمامی آزمایشات نشان دادند که پس از اسپایکینگ، رفتار های تهاجمی و تداخل جنسی در گله افزایش یافت( ممانعت خروس ها از همدیگر برای جفتگیری ). با این حال، بروز این گونه رفتار های تهاجمی فقط برای هفته اول پس از اسپایکینگ زیاد و معنی دار بود و در هفته دوم به حالت عادی خود برگشت. در آزمایش هایی که در UGA انجام شد، تلفات بطور معنی داری افزایش نیافت، اما در دیگر آزمایش مزرعه ای تلفات خروس ها بطور جهشی از 92/0 درصد ( پیش از اسپایکینگ) به 47/2 % ( 3 هفته پس از اسپایکینگ) افزایش یافت. از 4 تا 6 هفته پس از اسپایکینگ ، دامنه ی تلفات بین 6/1 تا 9/1 درصد و پس از 9 هفته میزان تلفات به سطح طبیعی (1% ) خود تنزل یافت.
علاوه بر اینکه تلفات خروس افزایش پیدا کرد، مشکلات دیگری در ارتباط با اسپایکینگ بوجود آمد:
-بیوسکیوریتی ( زیست ایمنی ) به خطر می افتد؛ زیرا خروس های جوان از فارم دیگری وارد فارم خروس های مسن می شوند وگله دو سنی می شود.
-عموماً برنامه های اسپایکینگ نیازمند فارم های دیگری برای پرورش خروس می باشد که این امر نه تنها یک هزینه اضافی را بوجود می آورد، بلکه بطور طبیعی بهترین شرایط را برای جا دادن خروس های مادر بیشتر دارا نمی باشند. در فارم های پرورش خروس، تماسی با مرغ ها وجود ندارد، در نتیجه رفتار جنسی و مهارت های جفتگیری شان، احتمالاً اختلال پیدا می کند و یا حداقل به یک دوره آموزش و یادگیری برای خروس ها در سالن تولید قبل از اینکه آنها بطور مؤثر جفتگیری کنند، نیاز پیدا می شود.
-اگر خروس ها تحت شرایط فارم پرورش خروس پرورش داده شوند، پس از 25 هفتگی منتج به بروز رفتار های تهاجمی و تلفات بالاو در نتیجه کاهش تعداد خروس ها برای اهداف اسپایکینگ خواهد شد.
-اگر خروس ها خیلی جوان باشند یا سایز بدنشان به حد مناسب برای رقابت موفقیت آمیز با خروس های پیر نرسیده باشد، احتمالاً بطور مؤثری جفتگیری شان کاهش یافته و شرکت آنها در باروری گله به تاخیر می افتد.
پیشنهاد می شود که از خروس هایی که هنوز در شرایط بدنی خوبی هستند واز گله ای که قرار است بفروش برسد حذف شوند، استفاده شود. این سیستم از هزینه نگهداری خروس های اضافی در فارم پرورش خروس جلوگیری می کند ، اما این کار دو ایراد دارد. احتمال اثر کمتر در بهبود باروری بخاطر سن آنها و شرایط متغیر خروس هاو البته مسایل جدی مربوط به زیست ایمنی.
3- اینترا اسپایکینگ( Intra- Spiking )
به عنوان یک راه حل برای رفع مشکلات مربوط به اسپایکینگ( عمدتاً خطرات زیست ایمنی) و مشاهده ی اینکه اسپایکینگ با خروس های جوان، یک اثر تحریکی روی فعالیت جفتگیری خروس های پیر بجا می گذارد، نظریه ی اینترا اسپایکینگ توسعه داده شد.
Intra (به معنی داخل در لاتین ) به این معنی است که خروس از فارم دیگری به فارم مورد نظر وارد نشود. در این روش خروس ها از همان سن بین سالن های همان فارم یا پن های همان سالن در 45-40 هفتگی به منظور تحریک فعالیت جفتگیری خروس های اولیه ( شبیه اسپایکینگ معمولی ) انتقال داده می شوند.
اینترا اسپایکینگ سه مزیت نسبت به اسپایکینگ معمولی ( Regular Spiking دارد):
-تقریباً هزینه عملیاتی آن صفر است( احتیاج به پرورش خروس اضافی نیست ).
-خطر زیست ایمنی وجود ندارد.
-استفاده ی سریعتر و مؤثر تر خروس های اضافه شده (moved ) بدلیل داشتن تجربه جفتگیری و شباهت ساختار بدنی آنها با خروس های اولیه ( Original ). این مساله به آنها این فرصت را می دهد که از همان ابتدای انتقال بتوانند با دیگر خروس های اولیه در جفتگیری به رقابت برخاسته و بخوبی جفتگیری کنند.
یک ایراد موجود در این روش این است که خروس های جوان برای شرکت در فعالیت جفتگیری پس از 6 هفته تحریک جنسی وجود ندارند و بنابراین نمی توان انتظار داشت که مانند اسپایکینگ معمولی تاثیرشان تداوم داشته باشد.
1-3- آزمایش 1 : اینترا اسپایکینگ در فارم لاین مرغ های GP
1-1-3 – متدولوژی ( روش آزمایش ):
آزمایش اول در زمینه ی اینترااسپایکینگ با استفاده از یک فارم مرغ اجداد کاب انجام شد. این فارم دارای دو سالن بود که هر یک از آنها دو پن داشت. هر پن شامل تقریباً 4000 قطعه مرغ اجداد و 480 قطعه خروس بود ( نسبت خروس به مرغ= 12% ، نسبت معمول در گله های اجداد ).
اینترااسپایکینگ 25% در سالن شماره یک در 45 هفتگی انجام شد( 120 خروس از پن شرقی سالن به پن غربی انتقال داده شد). از سالن 2 به عنوان تیمار شاهد ( بدون اسپایکینگ) استفاده شد.
تنها معیار انتخاب برای انتقال خروس ها، سلامتی آنها بود. با این حال، فرض بر این شد که وزن بدن خروس های اسپایک شده تقریباً شبیه خروس های اولیه بود زیرا متوسط وزن بدن خروس های تمام پن ها قبل از اینترا اسپایکینگ شبیه هم بودند.
باروری و رفتار جفتگیری قبل و بعد از اینترا اسپایکینگ بررسی شدند و سپس بریک اساس منظمی تا زمان فروش گله ،کنترل شدند.
1-مشاهدات رفتاری بصورت دو روز در هفته در هفته های معینی بعمل آمد، شروع مشاهدات از ساعت 4 تا 5 بعد از ظهر و پایان آن 7 تا 8 بعد از ظهر بود. این زمان مطابق با مشاهدات آزمایش آنجام شده در UGA بود که در آنجا فعالیت مرغان مادر به مدت 15 ساعت در روز بر روی نوار ویدئو ضبط شد و نشان داده شد که 75-70 درصد فعالیت جفتگیری کل در 4 ساغت آخر دوره روشنایی است.در هر پن دو ناحیه برای انجام مشاهدات رفتاری مشخص شد و در هر یک از آن نواحی تقریباً به اندازه ی طول سه ردیف لانه تخمگذاری ( 15 متر ) و عرض 4 متر در نظر گرفته شد. در هر ناحیه، کل جفتگیری های تلاش شده( AT )، جفتگیری های ناقص(IM)، جفتگیری های کامل (CM)،خم شدن های مرغ برای جفتگیری خروس ها (HC)، نزاع های بین خروسی (AM) و تداخل های جنسی(SI) به مدت 20 دقیقه ثبت شد. از آنجاییکه خروس های اسپایک شده با رنگ تشخیص داده می شدند، فعالیت جفتگیری آنها بطور مستقل ثبت می شد. شاخص فعالیت جنسی کل با استفاده از فرمول ( TSA=AT+IM+CM) به منظور ارزیابی میل جنسی محاسبه شد.
2-باروری بوسیله عمل کندلینگ تخم مرغ ها ( گذراندن تخم مرغ ها از نور ) در روز دهم جوجه کشی تعیین می شود و از آنالیز تمامی تخم مرغ های سالم، برای تعیین تلفات اولیه جنینی استفاده می شود. تعداد 462 نمونه تخم مرغ از هر پن در یک روز در هفته های مشخص ،جمع آوری شدند( تعداد کل 1848 تخم مرغ برای هر نمونه کندلینگ شدند ).
3-تلفات خروس برای خروس های اولیه و اسپایک شده بطور جداگانه برای دو هفته ی اول پس از اینترا اسپایکینگ ثبت شدند.
2-1-5- نتایج:
اینترا اسپایکینگ باعث افزایش معنی دار فعالیت جفتگیری در 3 هفته اول پس از انتقال خروس ها شد. شاخص فعالیت جنسی کل خروس ها(TSA) بیشتر از دو برابر در هفته سوم پس از اینترا اسپایکینگ بود. فعالیت جفتگیری در هفته چهارم شروع به کاهش نمود ،اما میزان آن بطور معنی داری هنوز نسبت به گروه شاهد برای یک دوره کل 8 هفته بالاتر باقی ماند.از 55 هفته به بعد، فعالیت جفتگیری بین سالن ها تفاوتی با هم نداشتند( شکل 3 ). این تحریک فعالیت جنسی بیشتر از آنچه در اول حدس زده می شد تداوم یافت و همچنین باعث افزایش معنی داری در جفتگیری های کامل گله ی اینترا اسپایک شده، شد.
در مقایسه با برنامه اسپایکینگ معمولی با خروس های جوان، خروس های شرکت کرده در اینترا اسپایکینگ نه تنها بلا فاصله شروع به جفتگیری نمودند، بلکه بیشتر برای فعالیت جنسی تحریک می شدند که این امر احتمالاً بعلت رویارو شدن با مرغ های جدید می باشد.در این آزمایش خروس های اسپایک شده 10% بیشتر از میزان مورد انتظار فعالیت جفتگیری از خود نشان دادند( جدول 1 ).
باروری در هفته اول پس از اسپایکینگ در گله اینترا اسپایک شده ، کاهش انرکی را از خود نشان داد، اما سپس افزایش معنی داری در هفته دوم داشت ( 1% باروری بیشتر نسبت به میزان پیش از اسپایکینگ، اما 5/4 % بیشتر از باروری گروه شاهد ). باروری در گله ی اینترا اسپایک شده بطور معنی داری ( 6/4 % ) بالاتر از گروه شاهد بمدت 8 هفته ( از 46 تا 54 هفته) باقی ماند. پس از 54 هفتگی، این تفاوت ها در باروری گروه آزمایشی و شاهد آنقدر زیاد نبود و بهبود کلی در باروری از 46 تا 58 هفته 7/3 % بود.
نزاع و تداخل جنسی در دو هفته اول پس از اینتر اسپایکینگ افزایش یافت و پس از آن تا سطح گروه شاهد کاهش یافت. هیچ کدام از خروس های اینترا اسپایک شده تلف نشدند و تلفات در خروس های اولیه نیز افزایش نیافت.
2-3- آزمایش 2: اینترا اسپایکینگ مضاعف در فارم لاین خروس GP
1-2-3- متدولوژی:
در فارم لاین خروس نیز با دو سالن و دو پن برای هر سالن ، اینترا اسپایکینگ 25% در سالن شماره 2 در 42 هفته و اینترا اسپایکینگ دوم در همان سالن با همان درصد انجام شد.خروس های اسپایک شده در 40 هفتگی با اسپری رنگ شدند و هیچ کدام از این خروس ها در 50 هفتگی مجدداً بمنظور اینترا اسپایکینگ انتقال داده نشدند.سالن شماره یک به عنوان شاهد در نضر گرفته شد.
باروری، فعالیت جفتگیری و تلفات خروس از 41 تا 57 هفتگی اندازه گیری شد. روش های استفاده شده همان روش هایی بودند که در آزمایش اول بکار برده شد. در این آزمایش میزان جوجه درآوری نیز محاسبه شد.
2-2-3- نتایج:
پاسخ فعالیت جفتگیری به اینترا اسپایکینگ در لاین های خروس به اندازه ی لاین های مرغ، بالا بود و بیشتر از دو برابر هفته ی پس از اینترا اسپایکینگ بود. فعالیت جفتگیری بطور معنی داری برای یک دوره ی 7 هفته ای بالا تر باقی ماند ( شکل 6 ). در سن 50 هفتگی، در اینترا اسپایکینگ دوم، فعالیت جفتگیری خروس ها علاوه بر تحریک اول ، تقریبا دو برابر شد. با این وجود این تحریک جنسی دوم به نظر می رسید که فقط به مدت 5 تا 6 هفته در یک سطح بالاتری بطور معنی دار تداوم داشته باشد ( شکل 6 ).
میزان جوجه در آوری در هر دو سالن قبل از 41 هفته خیلی شبیه همدیگر بود، اما پس از اینترا اسپایکینگ در سالن آزمایشی بسرعت شروع به فاصله گرفتن از سالن شاهد گرفت. میزان جوجه درآوری در سالن شماره دو از 42 تا 50 هفته ( دوره اینترا اسپایکینگ اول ) 4/3 درصد بهتر بود. از 50 تا 57 هفته ( دوره اینترا اسپایکینگ دوم ) جوجه در آوری در گروه شاهد با سرعت بیشتری کاهش یافت و متوسط تفاوت بدست آمده برای این دوره 7/4 درصد بود( شکل 7 ).
اینترا اسپایکینگ بوضوح به حفظ و نگهداری میزان جوجه در آوری ( 1/4درصد ) برای یک دوره 15 هفته کمک می کند.
رفتار های تهاجمی بمدت دو هفته پس از هر اینترا اسپایکینگ بالا بود ( شکل 8 ). در 43 هفتگی ، این گونه رفتار های تهاجمی باعث افزایش تلفات خروس نشد. با این وجود؛ در 51 هفته، تلفات خروس بطور معنی داری ( 2/1 درصد بالا تر ) پس از اینترا اسپایکینگ افزایش یافت. بخشی از این افزایش تلفات خروس می تواند ناشی از استرس وارد شده به پرندگان در حین مهار کردن آنها برای انتقال باشد. متوسط تلفات خروس برای دوره ی 41 تا 57 هفته در گله ی با اینترا اسپایکینگ مضاعف ، 34/0 درصد بیشتر بود.
3-5- نتیجه گیری :
-نشان داده شد که اینترا اسپایکینگ در افزایش فعالیت جفتگیری خروس های اولیه مؤثر تر از اسپایکینگ معمولی است.
-روش اینترا اسپایکینگ برای خروس های اسپایک شده موثر تر واقع شد ، زیرا خروس ها تحریک می شدند و بلافاصله در افزایش فعالیت جفتگیری شرکت می کردند.
-با استفاده از روش اینترا اسپایکینگ، میزان باروری و جوجه درآوری 4/3 تا 7/4 درصد بهتر بود.به عنوان یک قاعده کلی ، بنظر می رسد که یک بار اینترا اسپایکینگ تاثیر معنی داری روی فعالیت جفتگیری بمدت 8 هفته بوجود می آورد و اینترا اسپایکینگ مضاعف می تواند این اثرات را تقریباً دو چندان کند. اثر استفاده از خروس های جوان بر فعالیت جنسی در اسپایکینگ معمولی ممکن است طولانی تر ( 10 – 9 هفته ) باشد. با این وجود، در طی 8 هفته اول دوره، افزایش در باروری بوسیله ی اینترا اسپایکینگ خیلی شبیه به افزایش بوجود آمده توسط اسپایکینگ معمولی بود.
-در دو هفته اول پس از اینترا اسپایکینگ نزاع و تداخل جنسی افزایش یافت ، اما بر خلاف اسپایکینگ معمولی، افزایش معنی داری در تلفات بین خروس های اولیه و خروس های اسپایک شده بوجود نیامد. فقط در اینترا اسپایکینگ مضاعف افزایشی در تلفات خروس های پیر 50 هفته که احتمالاً ناشی از ایجاد نزاع بین خروس ها بود بوجود آمد. بطور خلاصه، یک برنامه اینترا اسپایکینگ مضاعف در 40 و 48 هفتگی، بنظر می رسد تا انتخابی خیلی مناسب برای ایجاد تحریک و نگهداری فعالیت جفتگیری بالا و با دوام باشد؛ بطوریکه میزان جوجه در آوری بطور معنی داری در حدود 15 هفته در سطح بالا ثابت باقی بماند.
ارسال کننده مطلب، عکس های اعلام شده را ارسال نکرده است
1. Barbato, G.F., 1998. Genetic correlation of reproductive traits to features of economic importance: What do you give ? in: Biopore Inc. seminar” Managing poultry reproduction to satisfy market
demands”. Poultry Science Association Meeting. State College. Pennsylvania.
2. Brake, J., S.D. Peak, and J.J. Bruzual, 1998. The relationship between male: female ratio and fertility
in broiler breeders. Proceedings Of the Poultry Science Association meeting.Pennsylvania.Abstr.249.
3. Bramwell, R.k, C.D. McDaniel, J.L. Wilson, and B. Howarth, 1996. Age effect of male and female broiler breeders on sperm penetration of the privitelline layer overlaying the germinal disc. Poultry
Science. 75:755-762.
4. Casanovas, P., 1999.Methods of alleviating the age-related decline in the fertility of broiler breeder males. Master’s thesis. The university of Georgia.
5. Cheng, K.M., J.T.Burns, and R.N. Shoffner, 1985. Mating behaviour and fertility in domestic chickens 1. Inbreeding. Applied Animal Behaviour Science. 13:371-381.
6. Craig, J.V., B. Al-Rawi, and D.D. kratzer, 1977. Social status and sex ratio effects on mating frequency of cockerels. Poultry Science. 56:767-772.
7.De Reviers, Michel, andJean-Pierre Brillard, 1986. Variation in the sperm production, the sperm output and the number of spermto be inseminated in aging broiler breeders. World’s Poultry Science Journal. 42:98( Abstr ).
8 . Duncan, J.H., P.M. Hocking , and E. Seawright, 1990. Sexual behaviour and fertility in broiler breeder domestic fowl. Applied Animal Behaviour Science. 26: 201-213.
9. Goerzen, P.R., W.L. Julsrud, and F.E. Robinson, 1996. Duration of fertility in ad libitum and feed- restricted caged broile breeders. Poultry Science. 75:962-965.
10. Guhl, A.M., N.E. Collias, and W.C.Allee. 1945. Mating behaviour and the social hierarchy in small flocks of White-Leghorns. Physiologic Zoology.18:365-369.
11. Hammerstedt, R.H., 1998. Summary challenges for the future in: Biopore Inc. Seminar” Managing poultry reproduction to satisfy market demands”. Poultry Science Association Meeting. State College. Pennsylvania.
12. Johnson, A.L., 1996. Reproduction in the male. In: Avian physiology 4th ed..Ch. 19:432-451.(Stturkie, et al. Editors). Springer-Verlag, Berlin.
13. Lake, P.E., 1984. The male in reproduction. Physiology and biochemistry of the domestic fowl. Vol.5:381-405.
13. Robinson, F.E., and J.L.Wilson, 1996. Reproductive failure in overweight male and female broiler breeders. Animal Feed Science Technology. 58:143-150.
14. Sexton, T.J., 1983. Maximizing the utilization of the male breeder: a review. Poultry Science. 62:1700-1710.
15. Wilson, J.L., 1999. Managing roosters for hatchability. Poultry Digest. Vol.58. Num.5:22-23.
بررسی و علل یابی مشکلات مربوط به باروری در گله های مادر گوشتی
![]() |
مقدمه:
بر اساس تحقیقات کشاورزی- ایالتی اخیر، متوسط جوجه در آوری گله های مادر گوشتی در ایالات متحده آمریکا، حدود 83% بوده است که ممکن است در مواردی به 86-85 درصد برسد، در حالیکه این شاخص در کشور های دیگر فقط 80-79 درصد می باشد. بخشی از این تفاوت نتایج، می تواند در ارتباط با مشکلات حمل و نقل ، جابجایی تخم مرغ و مدیریت هچری باشد. دلیل عمده ی این تفاوت ها، اغلب مربوط به باروری نامناسب گله می باشد. علل ممکنه دیگر عبارتند از : نسبت جنسی ( نسبت خروس به مرغ) و برنامه ی نامناسب کنترل وزن بدن خروس.
هدف از تدوین این بولتن فنی، تهیه و بررسی لیستی از علل دخیل و موثر در مشکلات باروری گله های مادر گوشتی می باشد، که در چهار قسمت گروه بندی می شود: 1- مشکلات زود رس و اولیه. 2- پیک تولید. 3- مشکلات اواسط دوره تولید و 4- مشکلات اواخر تولید. اهداف باروری و جوجه درآوری در سنین مشخص در جدول 1 نشان داده شده است. در زیر این جدول نسبت های جنسی پیشنهادی ( راهنمای مدیریت مرغ مادر هوبارد برای مدیریت عمومی و اهداف وزن بدن خروس ) توضیح داده شده است.
هچ های اولیه - هفته های 28-26
1) تعداد خروس فعال ناکافی:
4 تا 5 قطعه خروس فعال به ازای هر 100 قطعه مرغ در شروع دوره جفتگیری پیشنهاد می شود.
A) عقیمی فیزیولوژیکی: برخی از خروس ها ظاهرا" طبیعی هستند، اما ممکن است از نظر فیزیولوژیکی بطور موقت یا حتی دایم ،بدلیل استرس های خیلی شدید عقیم شده باشند. علل ممکنه عقیمی فیزیولوژیکی:
(1)وزن بدن برخی از خروس ها بطور انفرادی زیر وزن آستانه بحرانی است ( 455 گرم پایین تردر هفته چهارم).
(2)رشد و تکامل نامنظم وزن یدن (نمودار زیگزاگی وزن بدن )، بویژه در اوایل و اواسط دوره رشد.
(3)بیماری های روده ای ، سموم و متعاقبا" اثرات منفی آنها بر رشد و تکامل وزن بدن.
(4)استرس دمایی شدید در اواخر دوره رشد ( یا بطور کوتاه مدت پس از انتقال یه دوره تولید)
B) غیر یکنواختی ظاهری در بین خروس ها در دوره پرورش. بیش از حد بودن خروس های حذفی، خروس های کوچک و خروس های سر کلاغی " crow- head" . تعدادی از خروس ها ممکن است بطور دایم آسیب ببینند. علل احتمالی:
(1)پایین تر بودن متوسط وزن واقعی بدن نسبت به اوزان هدف پیشتهادی برای یک دوره طولانی مدت ، پیش از انتقال خروس ها به سالن تولید ( پیش از اختلاط).
(2)فضای ناکافی دانخوری و کف سالن. این موضوع اغلب زمانی اتفاق می افتد که پولت ها در تراکم بالا پرورش یابند ( بیش از 7 قطعه پرنده در متر مربع).
(3)بیماری ها و مشکلات مربوط به پای خروس ها.
2)رفتار تهاجمی خروس:
مرغ های ترسانده شده (ترسو) روی اسلت ها می مانند و یا خودشان را در لانه ها مخفی می کنند، که این منتج به کاهش فعالیت جفتگیری ها و متعاقبا" باروری خواهد شد. بیشتر از 5-4 قطعه خروس به ازای 100 قطعه مرغ در شروع دوره جفتگیری پیشنهاد نمی شود. برخی از علل احتمالی:
A ) بیش از حد بودن نسبت خروس به مرغ در زمان اختلاط خروس .
B ) بیش از حد بودن متوسط وزن بدن خروس نسبت به اهداف وزنی پیشتهادی در زمان اختلاط خروس و استمرار سریع افزایش وزن بدلیل تخصیص دان بیش از حد و دان دزدی خروس ها از دانخوری مرغ ها. این منتج به ایجاد تعدای خروس بسیار فعال برای چند مرغی در ابتدا می شود که اولین تخم ها را می گذارند. توجه: برای کاهش دان دزدی خروس از دانخوری مرغ ها پیشنهاد می شود که (a) تاج خروس را اصلاح نکنند. (b) استفاده از گریل با ابعاد سوراخ مناسب(57 میلی متر ارتفاع * 44 میلی متر عرض) یا ( 64*43 mm )روی تراف دانخوری مرغ.
(Cتقریبا" نرمال بودن متوسط وزن بدن خروس در زمان اختلاط. اما بنابه دلایلی مشابهی که در بالا ذکر شد اجازه دهید تا وزن خروس بسرعت افزایش یابد – با نتایج مشابه.
(Dتعدادی از خروس ها مدت کوتاهی پس از اختلاط ، قادر به مصرف کافی دان نخواهند بود در نتیجه افزایش وزن مناسبی نخواهند داشت و خیلی مضطرب و پریشان حال می شوند که می تواند باعث بروز رفتار تهاجمی شود. این عمل بطور نامرتب و گهگاه اتفاق می افتد. علل احتمالی می تواند تغذیه ناکافی خروس ها بدلیل گذاشتن میله های " Noz- Bon"در سوراخ بینی خروس ( جهت پیشگیری از دان دزدی خروس های با سر کوچک از سوراخ گریل ها) یا ناکافی بودن دسترسی به آب باشد---- معمولا" با آبخوری های نوع پلاسون .
3) ست نمودن تخم مرغ های گله پیش از رسیدن به سن 25 تا 2/1-25 هفته
دامنه ی قابل انتظار جوجه درآوری برای تخم مرغ های ست شده ی گله های با سن 25-24 هفته ممکن است فقط 73-65 درصد با باروری 88-83 درصد شود--- وقتی که عوامل تاثیر گذار بغرنج دیگری وجود نداشته باشد.
پیک جوجه درآوری
برخی از علل ممکنه برای کاهش باروری گله در دوره ی پیک جوجه درآوری عبارتند از:
1)ناکافی بودن خروس فعال یا رفتار تهاجمی خروس: اثرات این مشکلات که در طی اوایل دوره جفتگیری اتفاق می افتد، عموما" در دوره ی زمانی پیک هچ ظهور می نماید.
2)کاهش مصرف دان خروس:این موضوع باعث حذف برخی از خروس ها از گله می شود در حالیکه برخی دیگر که ظاهرا" نرمال بنظر میرسند به دلیل اتلاف وزن بدن، تولید منی در آنها متوقف شده است که نهایتا" باعث کاهش باروری می شود. این افت وزن، زمانی می تواند رخ دهد که افزایشی در سرانه دان خروس ها در زمانیکه دیگر قادر به دان دزدی مرغ ها نیستند( به دلیل افزایش سایز سر خروس ) بوجود نیاید در نتیجه خروس ها با یک کاهش ناگهانی مصرف دان روبرو می شوند.
3) ناکافی بودن مصرف آب: این موضوع؛ بویژه زمانی بوقوع می پیوندد که خروس ها دارای " Noz- Bon" در سوراخ بینی خود بوده و بطور مشترک با مرغ ها از آبخوری های پلاسون روی اسلت ها استفده می کنند . توجه: بهتر است در هر شرایطی از آبخوری روی بستر برای خروس ها استفاده شود.
4)بیماری ها یا بروز مشکلات پا در خروس ها.
5)تراکم بالا ( فضای کف سالن): تراکم بالای پرنده در سالن می تواند فعالیت جفتگیری خروس را بعلاوه ی تولید تخم مرغ، تحت تاثیر قرار دهد. تراکم بیشتر از 6 قطعه مرغ در متر مربع در سالن های با کف اسلت ، توصیه نمی شود.
6)فضای دانخوری خروس: کاهش هچ ،گاهی بدلیل اختصاص یک بشقاب دانخوری به 13-12 قطعه خروس به جای 10-9 قطعه خروس می باشد، که متعاقبا" باعث کاهش مصرف کافی دان می شود؛ بخصوص برای خروس های جوانیکه بعدا" برای بهبود باروری به گله پیر تزریق می شوند و ترسو می باشند.
هچ مربوط به اواسط دوره تولید ( سن گله 50- 40 هففته)
علل ممکنه:
1) کاهش مصرف دان خروس.
2) ناکافی بودن مصرف آب خروس.
3) بیماری ها و مشکلات پا در خروس ها.
4) تراکم و ازذحام بالای گله در واحد سطح.
5) ناکافی بودن فضای دانخوری خروس.
6) ناکافی بودن خروس فعال: معمولا" در این سن نیاز به تزریق 3-2 % خروس جوان به گله می باشد ( اسپایکینگ) تا درصد خروس کل در گله به 5/8 تا 5/9 درصد رسانده شود.
7) رفتار تهاجمی خروس: علل توضیح داده شده ی بخش قبلی را ببینید. رفتار تهاجمی در خروس ها اغلب در اوایل دوره جفتگیری و اختلاط دیده می شود. بروز رفتار تهاجمی در خروس ها، معمولا" با مشاهده ی مرغ های ترسو ؛ مرغ های پشت و بغل پاره ، ماندن مرغ ها روی اسلت و مخفی شدنشان در لانه ها همراه می باشد.
8) پرریزی بیش از حد: مرغ های پشت لخت با ماندن روی اسلت ها یا مخفی شدن در لانه ها از جفتگیری و پذیرش خروس اجتناب می کنند. علل احتمالی پرریزی بیش از حد می تواند ترکیبی از عوامل مانند: پایین بودن مصرف دان، پایین یا مرزی بودن سطح انرژی و یا پروتیین جیره( اسی آمینه ها)، سردی هوا ( که باید نیاز انرژی افزایش داده شود) و غیره.
9) گرمی هوا: که می تواند هم به تولید و هم به باروری آسیب برساند.
توجه: علل پنجگانه ی فوق در بخش مربوط به " پیک هچ" توضیح داده شده است.
مشکلات هچ مربوط به اواخر دوره تولید ( سن گله 50- 65 هفته)
افت باروری در این دوره سنی ، بدلیل کاهش فعالیت جفتگیری ناشی از افزایش سن، کاهش کمیت و کیفیت منی و غیره می باشد. برای داشتن 8-7 درصد خروس فعال و مفید در گله ، 5/9-9 درصد خروس کل در این دوره ی پایانی نیاز می باشد. علل احتمالی کاهش باروری در این دوره :
1) عموما" علل قبلی ذکر شده در طی دوره ی 50-40 هفته.
2) بیش از حد بودن وزن مرغ: مرغ ها نیز می توانند در باروری تاثیر داشته باشند ؛ بخصوص در آب و هوای گرم یا مرطوب.
3) بیش از حد بودن وزن خروس: متوسط وزن بدن خروس نباید بیشتر از 54/4 کیلوگرم باشد ( 4/4 تا 45/4 کیلوگرم بهتر است). احتمالا" در این سن خروس های با وزن بیشتر از 2/5 کیلوگرم فعال نیستند.
جدول 1) اهداف درصد باروری و هچ (جوجه درآوری)
( متوسط هفتگی)
سن(هفته) | % هچ | % باروری | سن(هفته) | % هچ | % باروری |
26 | 77 | 90 | 40 | 90 | 98 |
27 | 79 | 91 | 45 | 88 | 97 |
28 | 81 | 93 | 50 | 86 | 96 |
32 | 88 | 97 | 60 | 82 | 93 |
35 | 91 | 98 | 65 | 80 | 92 |
نسبت خروس به مرغ ( نسبت جنسی) پیشنهادی
1) همچنانکه متوسط وزن بدن خروس افزایش می یابد، بیشتر خروس ها به سطح وزنی آستانه بلوغ جنسی خواهند رسید، تقریبا" 7-/+ پوند ( 178/3 -/+کیلو گرم).
2)در زمان اختلاط خروس، 5/9 – 5/8 درصد خروص مخلوط نمایید.
3)متوسط وزن بدن خروس مطابق با اهداف وزنی استاندارد تامین شود، نسبت جنسی پیشنهادی برای خروس بایستی 5-4 خروس فعال برای 100 قطعه مرغ در سن 24-23 هفته منظور شود. اختلاط اولیه خروس در شروع با نسبت بیشتر از نسبت ذکر شده، باعث ایجاد رفتار تهاجمی در خروس ها می شود.
4) درصد کل خروس مخلوط شده بایستی 5/9 – 5/8 درصد باشد تا بتواند سطح پیشنهادی 8-7 خروس فعال و مفید را برای هر 100 مرغ تا 28 هفتگی فراهم نماید.
5) تعداد 8-7 قطعه خروس فعال برای هر 100 قطعه مرغ در سرتاسر باقی مانده ی دوره تولید بایستی حفظ شود. این کار ممکن است نیازمند داشتن 5/9-9 درصد خروس کل پس از 50 هفتگی جهت داشتن هچ های مناسب انتهایی باشد.
6) پرهیز از داشتن بیش از 10 درصد خروس در هر زمانی جهت جلوگیری از تداخل های احتمالی جفتگیری.
توجه:
1) گاهی اوقات، بالا بودن تلفات اولیه جنینی ممکن است به غلط به عنوان باروری پایین ( بی نطفه) تفسیر شود.
2) عموما"، باروری پایین در ارتباط با افزایش تلفات واقعی اولیه جنینی می باشد (صفحه زاینده ضعیف).
Reference:
James A. Ranson. Troubleshooting flock fertility problems.Jan 2005. www.hubbardbreeders.com
رول بستر مرغداری
رول بستر جهت مصارف مرغداریها
معرفی رول بستر :رول بستر ورقی 2لایه میباشد که 1 لایه آن توسط خط کروگیت کنگره می شود و به لایه زیرین چسبانده میشود،اندازه ریز و درشت بودن سینگل را نای می گویند.
معرفی رول بستر :
رول بستر ورقی 2لایه میباشد که 1 لایه آن توسط خط کروگیت کنگره می شود و به لایه زیرین چسبانده میشود،اندازه ریز و درشت بودن سینگل را نای می گویند.
باید توجه داشته باشید هر چقدر اندازه کنگره ها درشت تر باشد مقاومت عمودی آنها نیز بیشتر خواهد شد. دلیل آن این است که در کنگره های درشت تر، کاغذ فلوتینگ بیشتر مصرف شده و کاغذ بیشتری کنگره می شود بنابراین سینگل از مقاومت بالاتری برخوردار می گردد.
مزیت های رول بستر(سینگل فیس) نسبت به پوشال:
1. عایق در برابر سرما
2. کاهش آلودگی های میکروبی
3. کاهش گرد و غبار سالن مرغداری و جلوگیری از شیوع بیماریهای ویروسی تنفسی
مزیت های رول بستر(سینگل فیس) نسبت به کاغذ تک لایه:
1. 2لایه بودن سینگل فیس باعث تجمع هوا و عایق شدن می شود که کاغذ تک لایه چنین مزیت هایی را دارا نیست وسرما را از کف بطور مسقیم اتنقال میدهد.








